لایف استایل سالم

ماجرای عشق

love عشق
خانم مرصعی
نوشته شده توسط خانم مرصعی

مسلما از ابتدای پیدایش انسان، عشق در زندگی تاثیر بسزایی داشته است. این احساس نشان از تعلق خاطر فردی به فرد دیگر دارد و در عمل شاید از آن بتوان به عنوان تداوم دهنده ی اصلی روابط انسانی و عامل بقای جوامع بشری نام برد زیرا از یک سو به شکل عشق والدین سبب حمایت آنان از فرزندانشان در دوران رشد و نمو می شود  و از سوی دیگر به شکل عشق جنسی عامل تولید مثل و ضامن بقای انسان می شود. شدت این احساسات و اهمیت آن در زندگی بشری به قدری است که تاثیرات عمیق آن را در همه ی رشته های هنری و محصولات فرهنگی بشری که خود آن ها نشان دهنده ی فعالیت های پیچیده مغزی هستند، می توان یافت. اما آیا بین این احساس و روندهای بیولوژیک یا آناتومی مغز ارتباطی وجود دارد؟

متاسفانه گرچه انسان به عشق فکر می کند، اما سابقه ی بررسی تاثیر آن در مغز در متون علمی قدمت زیادی ندارد. البته این رابطه موضوع کار دانشمندانی در زمینه روانشناسی تکاملی، علم اعصاب و انسان شناسی بوده که شاید معروف ترین آن ها تحقیقات هلن فیشر، روانشناس و انسان شناس آمریکایی و بررسی مغز انسان های عاشق با MRI است.

آنچه در متن زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای با عنوان مغز در عشق و شهوت.

مغز در عشق و شهوت

در مطالعه ای که دکتر فیشر و تیم او انجام دادند، ۴۰ جوان درگیر رابطه ی عشقی که نیمی از آن ها در حال تجربه یک رابطه عشقی و نیمی دیگر به تازگی دچار شکست عشقی شده بودند را به همراه عکس معشوق و همچنین عکس یکی از آشنایان هم سن و سال خود در دستگاه MRI قرار دادند. هر کدام از آن ها به مدت ۳۰ ثانیه به عکس معشوق خود و ۳۰ ثانیه ی بعدی را به عکس دیگر نگاه می کردند. این عمل به مدت ۱۲ دقیقه به طور مکرر انجام شد.

نتایج این کار، آلبوم عکسی بود که نتایج فعالیت مغزی افراد را نشان می داد. دانشمندان با شگفت ی متوجه شدند که فعالیت ناحیه ی تگمنتال شکمی راست (ventral tegmental area) در این افراد افزایش یافته است. این ناحیه شامل کودال خلفی و دم آن است که دوپامین سایر قسمت های مغز را فراهم می کند و به مراکز پاداش و تحریک (وسوسه) معروفند.

عامل اصلی این افزایش فعالیت، عکس های معشوق بود و عکس های شخص دیگر چنین تاثیری نداشت. در جمع بندی نتایج تصاویر مغز، مشخص شد که بخش های مختلفی از قشر پری-فرونتال (پیش پیشانی) مغز که محل عبور راه های دوپامینی است تحریک شد، اما ناحیه آمیگدال که با احساس ترس مرتبط است، غیر فعال بود.

زمان شکفتن عشق

دکتر فیشر در یکی از سخنرانی های خود می گوید که عشق رومانتیک یک احساس نیست بلکه بیشتر ترغیب کننده ای است برای سیستم پاداش و وسوسه مغز. در واقع پس از تحریک این سیستم و نیاز مجدد مغز به آن، عاشق مجبور به جستجوی شریک جنسی خود می شود. سپس مغز این تحریک را به تمامی احساسات خاص مرتبط با آن پیوند می زند و این ارتباط است که چگونگی ادامه رابطه را رقم می زند. به عبارت دیگر دکتر فیشر می گوید که قشر پری-فرونتال مغز اطلاعات گوناگون مربوط به معشوق را گردآوری و انباشته می کند و با قرار دادن این اطلاعات در کنار هم، استراتژی ادامه ی ارتباط را مدون می سازد و بر روند آن چه که «بزرگترین جایزه بشری» خوانده می شود نظارت می کند. این پدیده همانند آن چیزی است که در مورد اولین مصرف مواد مخدر و وقایع پس از مصرف اولیه رخ می دهد.

دکتر فیشر نتایج تحقیق مرتبط دیگری را این طور گزارش کرده است: از افرادی که طی ۸ هفته اخیر دچار شکست عشقی شده اند ۴ درصد افسردگی بالینیو، ۱۲ درصد افسردگی شدید را تجربه کرده اند. همچنین ۵۰ تا ۷۰ درصد خودکشی های زنان مرتبط با معشوق یا همسران شان بوده است. در آنان نیز علایم ترک همان طور که در معتادان به مواد مخدر روی می دهد دیده می شود که بیشتر خود را با علایم روحی نشان می دهد

انواع عشق

دکتر فیشر عشق را به سه دسته تقسیم می کند که هرکدام از آن ها سیستم های مغزی را به نوعی درگیر می کند:

  • شهوت: وسوسه برای کسب لذت جنسی که با آندروژن ها و استروژن تحریک می شود.
  • عشق رومانتیک: از مشخصات آن بروز افکار وسواسی به شکل وسوسه مشتاقانه و تمرکز شدید به معشوق است و سبب نشاط سر خوشی در مواقعی که «اوضاع خوب است» و خلق به هم ریخته وقتی که «اوضاع خراب است» می شود و با ترشح زیاد دوپامین و نوراپینفرین و سطح پایین سروتنین همراه است.
  • دلبستگی: احساس آرامش و صفای مرتبط با شریک جنسی ثابت و قدیمی که با هورمون های اکسی توسین و وازوپرسین مرتبط است.

به نظر دکتر فیشر شهوت باعث جستجو برای ارضای جنسی عشق رومانتیک سبب توجه و تمرکز روی فردی خاص می شود و دلبستگی سبب می شود که این فرد را به مدت کافی برای بزرگ کردن بچه ها حفظ کرد. وی معتقد است که این سه نوع عشق با هم در ارتباطند و بهتر است با کسی که عاشقشان نیستیم رابطه جنسی برقرار نکنیم زیرا می تواند سبب پایداری رابطه بشود. او در این رابطه توضیح می دهد تستسترون می تواند سبب آغاز ترشح دو نوروترانسمیتر عشق ( دوپامین و نوراپینفرین) اما اورگاسم سطح هورمون های دلبستگی (اکسیتوسین و وازوپرسین) را افزایش می دهد. اگرچه سیستم های مغزی جداگانه عمل می کنند اما ارتباط بین آن ها این شرایط را فراهم می کند که هریک از شرکای جنسی این فرصت را داشته باشند که دیگری را فریب دهند و به این شکل بر شانس تکثیر ژن خود بیافزایند.

دکتر فیشر معتقد است که عشق رمانتیک اشتیاق بیشتری به شهوت ایجاد می کند اما نمی توان ۲۰ سال عشق رمانتیک داشت. در زن های مورد مطالعه در این تحقیق نشانگرهای مغزی بعد از گذشت ۱۷ ماه نشان دهنده ی وجود این عشق نبودند.

چه زمانی عشق پژمرده می شود

هورمون های دلبستگی می توانند روی راه های عبور هورمون های عشق روماتیک اثر بگذارنند. این امر می تواند توجیه کند که چگونه دلبستگی سبب پژمرده شدن عشق رومانتیک می شود. البته سطح بالای هورمون شهوت می تواند باعث کاهش هورمون های دلبستگی بود. این امر می تواند توجیه کند که چرا مردان با سطوح بالای تستسترون، کمتر به ازدواج تن می دهند یا به آن پایبند هستند. همین طور برعکس مردانی با سطح تستسترون پایین تر بیشتر به همسر خود وفادار هستند. البته اگر مردی فرزند داشته باشد سطح تستسترونش کاهش میابد که می تواند دلیل آن افزایش هورمون های دلبستگی باشد.

از سوی دیگر در مطالعه دیگری که دکتر فیشر روی ۴۳۰  آمریکایی و ۴۲۰ ژاپنی انجام داد متوجه شد که بعد از شکست عشقی، عشق فرد تشدید می شود و معشوق خود را با شدت بیشتری می طلبد. او این حالت را «کشش محرومیت» نامید. البته روانشناسان شرایط دیگری را توصیف می کنند که افسردگی ناشی از محرومیت سبب تسریع پایان یافتن یک رابطه و ناامیدی بیشتر بشود. البته درست است که ناامیدی هنگامی که سیستم پاداش مغز متوجه ناکامی می شود و برای فرد نتایج ناخوش آیندی دارد اما همین حالت سبب می شود که فرد دوباره به دنبال زوج مناسب خود برود.

اختلاف دو جنس

در مطالعه ی دکتر فیشر مغز مردان و زنان از نظر عشق در اساس شبیه هم بودند ولی متوجه افزایش فعالیت در ناحیه ای از لوب های پاریتال و تمپورال مردان در واکنش به تحریکات بینایی شدند. احتمالا به همین دلیل است که ۹۰% پورنوگرافی ها برای مردان ساخته می شود و خانم ها در سراسر زندگی خود تلاش می کنند که برای مردان جذاب بنظر بیاییند.

در خانم ها  مسایل جنسی با افزایش فعالیت ناحیه ی حافظه ارتباط دارد. ار منظر تکاملی شاید ظاهر جذاب مرد برای اینکه مشخص کند که می تواند نقش حامی و تامین کنندگی را درست ایفا کند معیار مناسبی نباشد. یک دختر زیبا نیاز دارد که بداند که دلداده ی جذاب خوش خط و خال وی چگونه ۲ماه پیش قولی داده و چگونه دیروز از ناتوانی خود در انجام آن می نالیده است…

 

 

درباره نویسنده

خانم مرصعی

خانم مرصعی

کارشناس صنایع غذایی از دانشگاه فردوسی مشهد